Wednesday, February 28, 2007

عصر معصوميت

آخییییییییییییییییییییییییییی
يکی از اين محقق‌هايی که اينجا کار می‌کنه يه پيرمرد گوگوليه به اسم هاوارد جانسون (به انگليسی ننوشتم که بعدا اينجا رو تصادفا نبينه). البته بنده خدا ۵۸ سالشه ولی يجورايی ۶۵ اينا می‌زنه. امروز سر جلسه هفتگی گروه قرار بود يه کارايی بکنه ولی گفتش که من هفته ديگه دارم می‌رم مسافرت آمريکا. ازش پرسيدن واسه کنفرانس يا ميتينگ؟‌ گفت دارم می‌رم دوست دخترم رو تو سن‌فرانسيسکو ببينم. من اول فکر کردم داره شوخی می‌کنه ولی معلوم شد قضيه جديه. منم که کلا کنجکاو هستم (با فضولی خيلی فرق داره) سر نهار سعی کردم آمارش رو دربيارم. اين دو تا کبوتر پارسال تو اتاوا با هم آشنا شدن و بعدش هم خانومه رفت سن‌فرانسيسکو و اينطور که هاوارد می‌گفت هرشب با هم يکی دو ساعت تلفنی صحبت می‌کنن که البته به اذعان خودش بعضی وقتها حرفی هم واسه زدن ندارن. جفت‌شون بی‌بچه‌ان و اميدشون به همديگه‌اس. آدم تو اين سن رابطه از راه دور (Long Distance) داشته باشه ديگه خيلی ستمه. احتمالا شما نمی‌تونين کل قضيه رو درک کنين چون گوگوليت آقاهه رو نديدين ولی سعی کنيد تصور کنين. جون می‌ده واسه فيلم...
من تا حالا هيچوقت از سر کار وبلاگ آپديت نکردم. الان هم هی مواظبم رييسم از اين دوروبرها رد نشه ولی بايد اینو می‌نوشتم...

3 Comments:

Blogger Azadeh said...

ezaano injoori minevisan mage?

9:39 PM  
Blogger سطرهای پنهانی said...

nagofti key barmigardi?!
khoob nist ma adat konim ke to nabshia?!?!

9:55 AM  
Anonymous ساعت شنی said...

از همه اینها گذشته، اون کلمه‌ی "گوگولیت"ت منو کشته!

5:01 AM  

Post a Comment

<< Home

Nedstat Basic - Free web site statistics
Personal homepage website counter
Free counter